نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

131

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

بالا مىبرد و در برابر سماواتيان هويدا مىسازد و دليل بر آنكه شيخ الغيب شاهد او بلكه خود اوست آن است كه حركت و سكون سالك پير و حركت و سكون وى مىباشد و چشمهء دل او از جوشش آن مىجوشد و بخاطر ظهور او منبسط و بواسطهء غيبت او منقبض مىگردد و هرگاه صفا و نورانيت باطنى بدست آورد دليل بر آن است كه ميزان باطنى او بر طرف ديگرش ترجيح پيدا كرده و اگر سياه‌گون باشد و يا از او غايب گردد و يا در پس پرده‌ى حجاب در آيد دلالت مىكند بر آنكه ميزان او رو به سبكبارى گذارده است . حسن حال و به همان نسبت كه براى سالك شاهدى وجود دارد كه او را بسوى آسمان سوق مىدهد در ميان راه هم دو دائره چشم وجود دارد كه هرگاه ظاهر گردد دليل بر حسن حال سالك است و اگر پوشيده بماند حاكى از بدى حال او مىباشد و گذشته از اين مستلزم غلبه وجود است و اين دائره‌ها به يك حال نمىمانند بلكه خورد و كلان و كم و زياد مىشوند و اين تغيير حال دليل بر رجحان ميزان بر ديگرى و حاكى از برهان كمال نقصان جانب ديگرى مىباشد مگر آنكه گران‌بارى عقل كبير بر سالك هجوم آورد كه در اين موقع دوائر پوشيده مىماند و ميزان او برترى پيدا مىكند و نشان آن ، آن است كه چشم بسته به اين‌سو و آن‌سو نگران مىشود و نقطه‌هاى عقل كبير